تبليغاتX
روزهای یک روزنامه نگار - سکوت
مینویسم پس هستم
 

روزگار می گذرد

آن طور که باید بگذرد

و من

در طول تمام راهی که باید بروم

به لحظه ای می اندیشم

که بتوانم از زندگی بپرسم

سهم من از همه روزهای رفته و نیامده چیست

سکوت تمام شبانه هایم را خاموش می کند

و من در خاموشی چشمهایم

به دنبال شمعی از یک حضور می گردم

و به معجزه ای می اندیشم

که راه را برایم هموار

وظلمت دستانم را به درخشش فردا

پیوند خواهد زد

شاید فردای من

یکی از همین روزها باشد...

پ.ن.سکوت می کنم و به فردا می نگرم.....شاید پاداش سکوت و اجر صبرم چیز بهتری باشد

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 شهریور1387ساعت 14:43  توسط الهام حدادی  |