این روزها به فکر تغییر شغلم
راستش دیگه از این همه این وراون ور شدن خسته شدم
می خوام به فکر یه کار نون و آب دار باشم...البته قبلا هم به
فکرش بودم و به همین خاطر رفتم یه هنر که پول خوبی هم
توش هست یاد گرفتم برای روز مبادا که از این کار خسته
میشم بی کار نمونم و فکر می کنم این روزها به روز مبادا
نزدیک میشم....می دونید این کار یه کار موقتیه انگار!
تو این چند سال میدونید چند جا کارکردم و چقدر ناچار به تغییر
محل کارم شدم....حالا هم که تو این جای آخر بهمون گفتند بعد
عید هرکی رو خواستیم خبرش می کنیم....ای بابا! این که نشد.
خلاصه که شاید تا چند وقت دیگه مجبورشم اسم وبلاگم رو هم عوض
کنم و با عنوان روزهای یک .....به نوشتن ادامه بدم.
واقعا می گم دیگه توان این همه بالا پایین شدن رو ندارم.