ما اینجا یه همکاری داریم که هرچی از خوبی و معرفت و
انسانیتش بگم کم گفتم....
یه آقای به تمام معنا که هرکدوم از بچه ها مشکلی داشته باشن
مستقیم و بدون هیچ تردیدی با اون درمیون می ذارن و اون هم
با حوصله و صبر همه رو می شنوه و هرکاری هم از دستش بربیاد
انجام میده و خداییش نقش یک سنگ صبور تمام عیار رو برای بچه ها
ایفا می کنه ....امروز متاسفانه باخبر شدیم که این عزیز مادرش رو
از دست داده...حالا بگذریم از اینکه چقدر مادرش رو دوست داشت و
چقدر اون نازنین براش مهم بوده...فقط این ماییم که موندیم تو این
وضعیت چه طور می تونیم یه ذره از محبت های بی دریغش رو
جبران کنیم؟
میدونید تو این جور شرایط آدم واقعا می مونه که چی کار کنه یا چی بگه
که بتونه طرف رو تسلی بده....اون هم آدمی که همیشه خودش توهر شرایطی
سعی کرده جورو آروم کنه و مایه تسلای اطرافیانش باشه....
خیلی دوست داشتم به عنوان کسی که خیلی تا حالا ازش کمک خواستم و
همیشه همه جوره برام وقت و انرژی گذاشته و تا جایی که از دستش برمیومده
کمکم کرده کاری بکنم که بتونه آرومش کنه ولی مسئله اینجاست که غم از دست
دادن کسی که عزیزترن عزیزهاست خیلی سنگینه وواقعا هیچ جوری نمیشه
سبکش کرد....واقعا دلم میخواست این همکار بسیار عزیز با چنین مصیبتی
مواجه نمیشد ولی حالا که این اتفاق افتاده از خدا می خوام خودش به اون و
خانواده اش صبر عنایت کنه .