اگه می بینید پیدام نیست به این خاطره که هرمطلبی به ذهنم میرسه
بنویسم بقیه عزیزان قبل از من زحمتش رو میکشن و من هم کلا
اهل نوآوری و شکوفایی هستم و نمیتونم مطلب تکراری بنویسم.
اوضاع و احوال جهان آنطور که در خبرها شنیده می شود قمر درعقرب
است و کمبود مواد غذایی حتی در کشورهای از ما بهترون داد مردم مرفه
اونجا ها رو هم دراورده ...دیگه چه برسه به مملکت گل و بلبل ما که بیش از
نیمی از جمعیتش زیر خط فقر تشریف دارن....حالا شما هی بیایید بگید تقصیر
این دولت کریمه بوده...بابا چه ربطی به این طفلکی ها داره؟؟؟؟ این عزیزان دل
که به شدت دارند خودشون رو برای رفاه حال مردم می کشند...دیگه چی
می خواهید از جونشون؟
همین برادر رییس جمهور!نمی بینید چطور زحمت مسافرت به استانهای محروم رو
به خودش میده و این اعضای کابینه طفلی رو هی با خودش می بره محرومیت ها
رو مشاهده کنند و چاره ای بیاندیشند؟
خوب دیگه چی کار کنه؟؟؟؟تازه کلی مصوبه های رنگارنگ توسط همین
غیور مردان ابلاغ میشه و گروگر این مناطق محروم دارند پیشرفت می کنند...
نمی بینید؟نه؟
خوب این دیگه! ایراد از چشمان شماست که بر روی واقعیت ها بسته شده!!!
تازه این که چیزی نیست ...عزیزان دل ما در راس مملکت نه تنها به فکر
دلبندان این مرزو بوم هستند که به جوانان فلسطین و لبنان هم بسیار فکر
می کنند!این فکر کردن که خشک و خالی نمیشه...بالاخره چی ؟
بی مایه فطیره!
حالا شما هی بیایید بنالید...هی غصه میل کنید...هی تو سرخودتون بزنید که چرا
این دولت کریمه کاری نمی کنه!ای بابا...این همه کار...چرا اینقدر پرتوقع تشریف
داریدمردم ایران باید قانع باشند.مگه زمان جنگ اوضاع اقتصادی مثل الان
نبود؟؟؟خوب فکر کنید الان هم همون وقته تازه کلی هم باید ذوق کنید که
از توپ و تانک و ضد هوایی و آژیر قرمز خبری نیست و مجبور هم نیستیم
به پناهگاه بریم...فقط یه کم قحطی اومده که اصلا مهم نیست...
به نظر شما مهمه؟؟؟؟
خداروشکر این نمایشگاه کتاب امروز تموم میشه!
من که امسال در پی یه حماقت ناگهانی تازه وسط هفته که
به نظرم خلوت ترین موقع نمایشگاهه پاشدم رفتم ....ولی نمیدونید
چه بدوبیراه هایی به خودم گفتم و چقدر از دست خودم شاکی شدم
که خام گشته و روانه نمایشگاه شدم....اصلا مارو چه به نمایشگاه کتاب
رفتن؟؟؟این جور نمایشگاه ها رو میذارن تا ملت برن حال کنن ...خوش
بگذرونن عره و عوره وشمسی کوره با هم قرار بذارن برن !
اصلا مگه این جور نمایشگاه هابه درد ما میخوره؟؟؟؟؟
نه به خدا! فقط حرص میخوریم و ویلون میشیم و
دست از پا درازتر برمی گردیم..حالا اون موقع که نمایشگاه بین المللی بود
باز یه داستان دیگه ای داشت!
خلاصه سال دیگه اگه عمری بود من که نمیرم ...اصرار هم نکنید که
راه نداره!
ولی خیالم راحت شد تموم شد ها!چون همش دلم میسوخت ...آخه من
کتاب خیلی دوست دارم!!!!
وظیفه شناسی خیلی چیز خوبیه!قبول دارید که؟
آره... ما این صفت پسندیده رو تازگی ها تو یکی از شهرستان ها به وضوح
مشاهده کردیم و بسی لذت بردیم!!!
۵شنبه گذشته هیاتی بلند پایه از خبرنگاران برای دیدار ازیک مجتمع اوره و
آمونیاک به عسلویه رفتند و من هم در این هیات بلند پایه حضور داشتم!!!
میدونید که در برنامه های بازدید گاهی خبرنگاران یا دبیران سرویس همکاران
خود رو جای خودشون میفرستن و در این سفر هم بعضی بچه ها جای دبیرسرویس
یا همکارشون اومده بودند.در فرودگاه تهران اصولا با بلیط کاری ندارند و
کارت پروازبرای رد شدن کافیه اما در عسلویه.....
جاتون خالی بعد از یه برنامه فشرده و خسته کننده با ۵ساعت
تاخیر پرواز بالاخره رفتیم فرودگاه که به امید خدا پرواز کنیم به سوی دیار خود
در این هنگام ماموری که باید از اون عبور می کردیم و وارد سالن انتظار پرواز
میشدیم چون خیلی وظیفه شناس بود گفت که خانم ها و آقایون لطفا کارت شناسایی
روکنید!!!!!!
حلا باز خوبه من یه گواهینامه همراهم بود وگرنه فکر کنم باید می موندم
همونجا...بعضی بچه ها اسم کوچیکشون در شناسنامه یه چیز دیگه بودو
بلیت به اسمی صادر شده بود که معمولامطالبشون با آن نام چاپ میشه
اون آقا وظیفه شناسه گفت این ها نمیتونن برن تو....ای بابا! حالا اسم
کوچیکشون مستعاره خوب چیه مگه!
حالا از بچه ها اصرارو از اون آقا وظیفه شناسه انکار...حالا اونهایی
که بلیط همکارشوندستشون بود که اصلا هیچ رقمه راه نداشت برن تو ...
خلاصه مسئولین همراه هی رفتن اتاق این و هی رفتن اتاق اون و حتی
مدیر فرودگاه اومد و پادرمیونی کردو به اون مامور وظیفه شناس گفت
اینها یه جمعند همه با هم از تهران اومدن بذار برن تو....مگه جیگر کوتاه میومد؟!
خلاصه اونقدر این آقا وظیفه شناس بود که کل مدیران بخش های مختلف فرودگاه
وارد عمل شدن تا طرف کوتاه بیاد و به سلامتی بچه ها تونستن از این
دروازه فتح نشدنی عبورکنند.
واقعا فکرش رو بکنید اگر از این دست انسان های وظیفه شناس در مملکت ما یه
چند تاییبیشتر وجود داشتند چی می شد؟؟؟
آدم واقعا لذت می بره میبینه یه نفر چطور پایبند به قوانین و اصول و مقرراته...
خلاصه عزیزان اگه سروکارتون به عسلویه افتاد سعی کنید به هیچ عنوان با
بلیط کس دیگه نرید و حتی اگه اسمتون غضنفر هم بود با همون اسم بلیط بگیرید
وگرنه اونجا موندنی میشید!از ما گفتن بود....
یه مدته همش می خوام بیام مطلب جدید بذارم اصلا نمیشه
میدونم از بس اومدید و همین مطلب تکراری رو خوندید دیگه حالتون بد شده
چی کار کنم اونقدر سرم شلوغه که خودم هم رو هم گم کردم
حالا حتما فکر می کنید دارم پول پارو می کنم
ای بابا! پول کجا بود؟
نیست ما یه روزنامه متعلق به بخش خصوصی هستیییییییییییم
دلیل نداره دستمزد مطابق قانون بگیریم...درضمن دلیل هم نداره میزان
کاری که انجام میدیم مثل بقیه جاها باشه...از اونجایی که در یک روزنامه
متعلق به بخش خصوصی کار می کنیم موظفیم یه تنه ۳الی ۴صفحه در روز
ببندیم .برنامه های خبری رو پوشش بدیم.یه کار عالی و تمام عیار ارائه بدیم
یه خبرنگار منظم باشیم و تاخیر نداشته باشیم.مرخصی نریم و با التماس ماهی
یه روزالبته فقط در صورتی که رو به موت باشیم و اتفاق غیر مترقبه ای مثل
آتش سوزی و خدای ناکرده عزاو ...پیش بیاد میتونیم داشته باشیم.حقوق....ای بابا
چقدر پررو تشریف دارید!
مگه شما برای پول کار میکنید...تورم؟...مگه تقصیر کارفرماست که همه چی
قیمتش ۱۰برابر شده شما همون با حقوق ۳سال پیش باید کار کنی و صدات دربیاد
اخراجی البته چون ما متعلق به بخش خصوصی هستیم معمولا همه جا آسمون
برامون همین رنگه و اگه خیلی زرنگ باشیم می تونیم برای بخش غیرخصوصی
به صورت حق التحریر کار کنیم و تازه باید کلی سفارش بشیم که به مطالبمون
نگاه کنن ببنن می تونن چاپش کنن یا نه!
خلاصه کنم در این بخش خصوصی فعالیت کردن خیلی داره به ما خوش می گذره و
تازه خبر ندارید این انتخاب خودمون بوده که اومدیم اینجا!تقصیر کسی نیست.
همه مشکلات اعم از گرانی .تورم.مشکلات مالی و غیر مالی....فقط و فقط
مال کیه؟
من من کله گنده!!!!
پ.ن.اینطوری پوزخند نزنید و نگید مگه مجبوری تحمل کنی؟ آره مجبورم حالا چی
می گی؟کاربهترسراغ داری مردی پیشنهاد بده نامردم اگه قبول نکنم!
پ.ن۲.خودم هم میدونم روزنامه نگاری عشقه ...پس لطفا این مسئله رو گوشزد
نکنید!
البته فکر نمی کنم کارفرمای عزیز از جنبه رمانتیکش با این قضیه برخورد کرده
باشه ها!