تبليغاتX
روزهای یک روزنامه نگار
مینویسم پس هستم
 

این ۴ رقمی شدن شاخص هم برای ما شده یه قصه تکراری و نسبتا مسخره.

خوب آقا جون کشش بورس ما بیشتر از این نیست.چه اصراریه که شاخص

بالای ۵ رقم بره و همونجا بمونه؟؟؟؟

یادمه تو سالهای ۸۰-۸۱ شاخص خیلی بالا بود و اوضاع خریدو فروش سهام

به طرز عجیبی داغ و پر رونق بود .حالا وقتی از اون دوران با مسئولین حال

 حاضربورس صحبت می کنیم همه می گن که اون رشد بازار سهام حبابی بوده

 و اون حباب ترکیده.

خوب عزیزهای دل من حالا که ما نیازی به اون رشد حبابی نداریم بذارید شاخص

ماستش رو بخوره و همون جایی بمونه که واقعا هست .خوب اوضاع بورس

همینیه که الان شاخص نشون میده نمیشه که به زور اون رو هل دادتا بره بالا.

درسته که پیش میادبا یه عرضه بزرگ شاخص تحرکاتی از خودش نشون بده

ولی اون تحرکات تماما زاییده اتفاقات خاصه و نمیتونه پایدار باشه برای همینه

 که زود تموم میشه و شاخص برمی گردهسر جای اولش.

توصیه من به مسئولین عزیز بورس و خبرنگارهای محترم حوزه اینه که اینقدر

 الکی جوش پایین اومدن شاخص رو نخورن و از یهو بالا رفتنش هم ذوق الکی

نکنن.اگه معجزه ای اتفاق افتاد و تونست شاخص رو واقعا بالا بکشه اون وقت

با هم جشن می گیریم و ذوق خواهیم کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 آبان1386ساعت 12:49  توسط الهام حدادی  | 

 

از چند وقت پیش تا حالا مسئولان بورس در راستای ارتقا سطح بازار سرمایه

کشور در صدد برقراری ارتباط میان بورس های دیگر دنیا برآمدند.

حالا به همین بهانه هر چند وقت یک بار یه هیات از بورس ما قبول زحمت می کنند

و برای سر زدن به بورس های کشورهای دیگر قدم رنجه می فرمایند.طفلکی ها

کلی خستگی راه و سختی به خودشون میدهند!!!!آخرش هم با کلی ذوق وشوق

برمی گردند و اعلام می کنند که مدیران بورس فلان کشور خواستار همکاری

 تنگاتنگبا بورس ایران هستند حالا اینکه چرا این همکاری تنگاتنگ !!!

اتفاق نمی افتد ؟ماکه هنوز نفهمیده ایم.

جالب تر اینکه متقابلا هر چند وقت یه بار مدیران به ظاهر ارشد بورس هااز

 کشورهای دورونزدیک میان اینجا مهمونی و کلی با هم خوش و بش می کنند و

 دست می دهندو عکس یادگاری می گیرند.همچنین میروند از نقاط مختلف

 بازار سرمایه ما دیدن می کنندو با لبخند سرشان را تکان میدهند و آفرین

 و براوو می گویند و باز اعلام میدارند که خواهان همکاری

بیشتر هستند ولی عملا می روندو پشت سرشان را نگاه نمی کنند.

خوب آقا جون دلتون مسافرت و دیدوبازدید می خواد بگید و خیال همه رو

 راحت کنید.

این دفعه هم یک هیات از بورس ایران در اقدامی فداکارانه تشریف بردند

یونان و دبیبرای بازدید ازبورس های اونجا.حالا از این مسافرت چندین

 و چند روزه چه نتیجه اخلاقی حاصل شده باشدخدا میداند و آنهایی که در

این سفر بودند.

ما از خدامونه که بورسمان شبیه بورسهای پیشرفته دنیاشود ولی این امر

 فقط با رفتن وامدن امکان پذیر نیست.این پایه و بنیان است که نیاز به ترمیم

 داردنه ظاهرو فرعیات.

+ نوشته شده در  شنبه 26 آبان1386ساعت 11:33  توسط الهام حدادی  | 

 

امسال نمایشگاه مطبوعات به حول و قوه الهی در فضایی مستقل برگزار شده

ولی ما هنوز ما نفهمیدیم این اقدام مسئولان در راستای بهتر برگزار شدن این

نمایشگاه است یا تضعیف آن.

نکته قابل ذکر این که مسئولان برپایی در اقدامی تامل برانگیز تمام خبرگزاری ها

و روزنامه های بزرگ را در یک سالن جا داده و بقیه روزنامه ها را در سالنی

 دیگر و تقریبا دور از دسترس قرار داده اند و مسئولان و مقامات عالی رتبه

هم وقتی به نمایشگاه قدم رنجه میفرمایند همان پایین با دوستانشان که اغلب

 در پستهای کلیدی این مطبوعات و خبرگزاری ها هستند خوش وبشی کرده

 و تشریفشان را می برند.

انگار نه انگار که بخشی از کار اطلاع رسانی بر دوش چندین و چند روزنامه ای

است که آن بالا در سالنی نسبتا سوت و کور قرار گرفته اند و ....

چه بگویم که نگفتنم بهتر است.

هر چند که مکان برگزاری نمایشگاه امسال بسیار در دسترس تر و بهتر از سالهای

گذشته است اما فضای کلی این نمایشگاه چندان دل چسب نیست .امید که سال اینده

کاستی ها جبران شود...

+ نوشته شده در  جمعه 18 آبان1386ساعت 13:13  توسط الهام حدادی  | 

 

فکر نکنید من از اون روزنامه نگارهای بیکارم که یه عالمه وقت آزاد دارم ها!

نه به خدا خیلی هم سرم شلوغه.فقط از اونجاییکه برای هر چیز تازه کلی ذوق

و شوق دارم باز امروز اومدم سراغ وبلاگ تازه ام.

کار که یه دقیقه هم دست از سر من برنمیداره.من هم که فعال!!!!

امروز میخوام به طرح یه گلایه بپردازم.

یادمه سالهای ۸۰.۸۱ که اوایل کار حرفه ای من بود کمتر شاهد برخورد گزینشی

با خبرنگارها بودیم.شاید به این خاطر بود که تعداد روزنامه اندازه الان نبود یا...

چه میدونم بالاخره هر چی بود حوزه های خبری اینقدر خبرنگارها رو حرص

 نمیدادندولی الان علنا می بینیم که حتی تو برنامه های خبری هم هر کی

 رو دلشون بخواد دعوت می کنن هر کی رونخوان اصلا به حساب نمیارن.

حالا تو برنامه های جانبی و احیانا تفریحی که جای خود داره.مثلا نمونه

 آخرش همین سازمان هواپیمایی کشور.از قرار معلوم هفته گذشته جمعی از

 خبرنگار های حوزه حمل ونقل!!! رو برده کیش.بنا بر شواهد و گفته دوستان

به جز چند تن خبرنگار این حوزه بقیه معلوم نیست از کجا اومده بودن.

 و خیلی از بچه هایی که در طول سال پیگیر تهیه و چاپ

خبرهای سازمان مربوطه بودند کاملا نادیده گرفته شدند از جمله خود من

زود قضاوت نکنین.منظورم این نیست که چون من رو نبردن بیام خرابشون کنم

نه به خدا اگه هم میخواستن ببرن من نمیتونستم باهاشون برم.مشکل من اینه

 که چرا مسئولین روابط عمومی سازمانها اجازه دارند اینطور گزینشی با

خبرنگارها برخورد کنن و از اون طرفبه جای افرادی که حقشونه اشخاصی

که معلوم نیست رفیق فابریکشونن یا فک وفامیلشون جایگزین کنن.

من نمونه مشابه این قضیه رو تازگی ها زیاد دیدم.از جمله تو همین سازمان و

شرکت بورس خودمون ....آی آی آی اصلا نگم بهتره...از دست بورس که اونقدر

 دلم پره که اگه بخوام بگم یه طومارمی شه.اصلا تازگی ها از این برخوردها

اونقدر دلزده شدم که خودم رو یه جورهایی از بورس که حوزه تخصصی و

 اصلیمه کنار کشیدم.

جالب میدونین چیه؟؟؟؟؟ من تقریبا اولین خبرنگار زن در حوزه بورس هستم و

یکی از با سابقه ترین خبرنگارهای این حوزه ام ولی .....ای بابا بی خیال.

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 آبان1386ساعت 10:28  توسط الهام حدادی  | 

 

تولد چهارمین وبلاگم رو به خودم تبریک میگم.

تعجب نداره!خوب چیه یعنی یکی نمیتونه چند تا وبلاگ تو زمینه های مختلف

داشته باشه؟

من که می گم میتونه.حالا شما هر نظر دیگه ای دارید دیگه من مسئولش

 نیستم.اینجانب به شدت به نوشتن علاقمندم وتقریبا از سال ۷۹ که کارآموزی

 را در روزنامه "ابرار اقتصادی" شروع کردم همچنان در حال نوشتنم.

آن روزها من در واپسین روزهای دوران شیرین دانشجویی به سر می بردم و

 بسیار دوست داشتم مطالبی را که در طول ۴ سال اساتید محترم به خوردمون

 داده بودن یه جایی پیاده کنم که به همت یکی از دوستان این امر تحقق پیدا کرد.

نمیدونین اون وقتها چه حالی می کردم که بگم دارم لیسانس روزنامه نگاری

می گیرم.آدم وقتی جوونه چه دلخوشی هایی داره ها!

خلاصه من در آن زمان در سرویس بورس روزنامه ابرار اقتصادی زیر نظر

 استاد قهرمان مشغول کارآموزی شدم و حتما یه روز از خاطرات اون روزها

براتون می گم.

فقط بگم که الان بعد از گذشت ۷ سال دبیر سرویس بورس و حمل ونقل و

 ساختمان یکی از روزنامه های اقتصادی هستم و به شدت به کارم عشق

  می ورزم هرچند که با مشکلات عدیده ای دست در گریبانم ولی خوب....

 از قدیم می گن روزنامه نگاری شغل نیست عشقه.

بقیه حرفها باشه برای بعد چون فکر می کنم خیلی دارم روده درازی می کنم.

برای یه تولد همینقدرش هم زیاده.

 

+ نوشته شده در  شنبه 12 آبان1386ساعت 15:17  توسط الهام حدادی  |